سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

493

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

مذكور نيست ونه كسى از أهل سنت - مثل صاحب " مغنى " ورازي وآمدى وابن روزبهان وكابلى وإسحاق هروى وامثالشان - به مقام جواب أهل حق اين دعوى آغاز كرده‌اند . وبالفرض اگر در روايتي گفتن مغيره اين كلمه [ را ] وارد هم شده باشد ، ضررى ندارد ، چه غرض آن است كه عمر اين كلمه أو ما ماثلها [ را ] گفته ، واين معنا حسب إفادات أئمة سنيه ثابت است ، اگر گفتن مغيره هم آن را ثابت شود ، منافاتى با گفتن عمر آن را ندارد . وآنچه گفته : وهر كه را نوبت به جان مىرسد . . . إلى آخر . تطويل لا طائل است كه أصلا ربطى به مقام ندارد ، وكسى طاعن بر گفتن مغيره اين كلمه را نيست تا كه مخاطب توجيه آن به اين خوش بيانى نمايد ، وقلوب معتقدين خود از جا ربايد . اما آنچه گفته : ومع هذا اگر شاهد پاس مدعا عليه نموده اداى شهادت به واجبي ننمايد ، حاكم را نمىرسد كه از أو به جبر واكراه اداى شهادت بر ضرر مدعا عليه طلب كند ، در هيچ مذهب وهيچ شريعت . پس هيچ كس الزام طلب شهادت به جبر واكراه ننموده تا مخاطب به بيان عدم لزوم آن توضيح واضح نمايد واعتقاد تبحر خود پيش عوام افزايد . اما آنچه گفته : وبالفرض اگر اين كلام مقولة عمر باشد پس از قبيل فراست عمرى است كه بارها به قرائن چيزى دريافته مىگفت كه چنين است ، ومطابق آن واقع مىشد .